نون و کچلوک

دلنوشته را من نمینویسم دلم مینویسد آنچه مینویسم خط خطی های یک مغز است .

نون و کچلوک

دلنوشته را من نمینویسم دلم مینویسد آنچه مینویسم خط خطی های یک مغز است .

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
۳۱ شهریور۲۰:۲۶
چقدر حرف داشتم بنویسم اما الان به سرعت فیلترینگ شد اصلا یادم رفت . خیلی حرف داشتم. تابستونم تمام شد و خاطراتش موند . یک هفته هست که کلاسام شروع شده . جمعه ی پیش یک گل خریدم امروز دیدم غنچه کرده . یک شاخه ی بلند ازش اومده بیرون پر از غنچه های ریز . یکسری کتاب داشتم میخوندم میخواستم ادامشو بیارم اینجا بخونم اما خانواده همراه داشتن هر گونه رمان را ممنوع کردن . میگفتن از درس و مشق می اندازتت :))) من هم که کلا تابع خانواده و اطاعت هستم . 
سال بلوا رو تا نصف بیشترشو خوندم و بعد ولش کردم دیدم چقدر بیخود بود . اصلا باهاش حال نکردم . عموم گفت رمان سنگینی بوده هیچی نفهمیدی ازش :)) شایدم درست میگن . رمان هکلبری فین رو هم تا نصفه خوندم که اومدم دانشگاه . چقدر رمان قشنگی بود . خیلی دوستش داشتم . نیم مایه هایی از طنز هم داخل متنش بود . فردا میخوام برم ببینم کتابخونه ی دانشگاه چی داره . شاید بدردبخور باشه:))) 
یه دوره ای از دانشگام هستم که همه چیز برام جالبه . بویژه خواب . جدیدا سر کلاس چرت میزنم .شب ها هم به موقع میخوابم تازه خواب بعد از ظهر هم دارم:))) خلاصه این که شدم مثل این خرس های تنبل :)))

امروز رفتیم کوه . خیلی خوش گذشت :) و خیلی هم اتفاقات خنده داری افتاد . از سوختن سیب زمینی و بطری آب تا زدن املت توی کوه و خیلی چیزای دیگه . 

یک دورنمایی از رشته کوه کرکس . رفتم بالای یک کوه اینو گرفتم ، از تشنگی داشتم تلف میشدم :) وگرنه ما که هدفمون همون دامنه و اون دره ی سبز بود . موندم چرا توی شهرم که میرفتم کوه چرا عکسی چیزی نمیگرفتم بزارم اینجا . شاید دلیلش این باشه که فکر نمیکردم اینجا هم کوه داشته باشه:)))


زرشک زیاد بود ! گفتم یک پلاستیک زرشک بچینیم جمعه بازار بفروشیم ، دخل و خرجمون در بیاد . هیچ کس همراهی نکرد متاسفانه . اما خدایی زرشک خیلی زیاد بود . خیلی خیلی تعجب کردم . اینجا و زرشک؟!



اگر اینستاگرام داشتم اینو میذاشتم استوری . اصلا برای خودش یک لاکچریه ها :)))
| ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۲۶

نظرات  (۳)

یعنی کاشونی الان؟
بیا بابا خودم بهت رمان میدم ببر بخون. :))

کوه هم مگه میری دکتر؟ اول فکر کردم کوه آّبشار خودمونه:
http://s8.picofile.com/file/8307157484/DSC_0985.jpg

سری بعد خواستی کوه بری یه تکی هم به ما بزن سید. 
پاسخ:
کاشانم:)))) اصلا خودم باید یبار بیام یک دل سیر ببینمت :) این روزا زیاد تنبل شدم نتونستم بیام ببینمت . 
روستای رهق رفتیم. جای شما هم خالی :)) اتفاقا از نزدیک اصلا کوهش شباهتی به آبشار نداشت . سنگ هاش تکه تکه بود . گَون هم کم بود .
به روی چشم . اصلا کوه بدون آقاگل که کوه نیست ;)
۰۱ مهر ۹۶ ، ۰۱:۰۵ Shahtot 🍇🍇🍇
سلام :)
من که انقدر این چند وقته درگیر جوابا و مسافرت و ..بودم که اصلا نتونستم‌کتاب بخونم ...فقط یه چند تا کتاب خارجی کوچیک برای تقویت زبانم که البته داستانین :))
خیلی کوه پیمایی دوست دارم کلی آدم انرژی میگیره :)
عجب املیته 😋 خوبه غذا بلدید من تازه دارم املت و مرغ و ماکارانی و..
یادمیگیرم و البته فقط سوختگی دستام نصبیم شد😑😑😂
و احساس میکنم در این زمینه  کاملا بی استعدادم😑
به به سیب زمینی  آتیشی خیلی میچسپه :))😊
با آرزوی موفقیت در ترم جدید :))
پاسخ:
سلام:)
املت رو من درست نکردم. من هم در حد همون املت بلدم :)) بقیشو از خودم میزنم بغل هم یک غذای عجیب غریبی درست میکنم . بعضی وقتا خوشمزه هم میشه :)))) 
مرسی.شما هم موفق باشید
عاااااااااااااااااغااااااااااا حساااااب نیس! این عکسا و تک خوری؟ 
منم املت زغالی و سیب زمینی و کوه و زرشک میخوام:(
پاسخ:
😂😂 تک خوری نبود ۵ نفر بودیم . ایشالا قسمت شما هم بشه😉

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی